أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
مقدمهء كتاب 28
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گوئيم : مطالبى كه اين بزرگان از ايشان نقل كردهاند از قبيل حكايات و كلماتى است كه خواننده را ترغيب بتزكيه و تهذيب نفس مىكند و بتخلّق باخلاق حسنه واميدارد و داعى بزرگان ما در نقل اين قبيل مطالب از ايشان در كتب خود اين امر بوده است و بس . [ جواز نقل امثال و حكاياتى كه بر زبان حيوانات وضع شده ] پس در واقع از قبيل نقل امثال و حكايات مفيده خواهد بود و اگرچه قطع بعدم وقوع آنها حاصل باشد ، محدّث جليل القدر بلكه خاتم المحدّثين حاجّ ميرزا حسين نورى طيّب اللّه رمسه در لؤلؤ و مرجان ضمن بيان جواز نقل حكايات و امثال كه از زبان حيوانات بلكه نباتات و جمادات ساخته مىشود گفته ( ص 125 نسخهء مطبوعه بسال 1320 ) : « علامهء حلى در تذكره و محقق ثانى در جامع المقاصد در كتاب اجاره بعد از ذكر جواز اجاره دادن انسان خود را براى كتابت قرآن فرمودند : « و كذا كتب السير و الاخبار الصّادقة و الشعر الحقّ دون الكاذبة و لا بأس بالامثال و الحكايات و ما وضع على ألسن العجماوات » و همچنين جايز است براى نوشتن كتب سير و اخبار صادقه و شعر حقّ نه اخبار يا شعر دروغ و باكى نيست يعنى در اجير شدن براى نوشتن امثال و حكايات و آنچه وضع نمودند و جعل كردند بر زبان كند زبانان حيوانات . و ظاهرا نظر هر دو بزرگوار بمقالهء حيوانات كتاب اخوان الصفا باشد كه در اين باب بىنظير است يا كتاب كليله و دمنه كه حكماى هند براى تهذيب صفات و تكميل اخلاق وضع نمودند و آن هم در اين فنّ عديلى ندارد » . نگارنده گويد : همين وجه اعتذار كه نسبت بنقل شيخ ابو الفتوح ( ره ) حكايات و برخى كلمات مفيده را از متصوّفه ذكر شد بعينه نسبت بنقل ابو المحاسن جرجانى ( ره ) اين قبيل مطالب را در تفسير حاضر نيز جارى است و السّلام على من اتّبع الهدى . در پيرامون وفات ابو الفتوح رازى نظر به آنكه تاريخ وفات ابو الفتوح رازى روشن نيست و ناقدان بصير و خرّيتان خبير مانند صاحب رياض العلماء و صاحب روضات الجنّات و محدّث نورى و علّامهء قزوينى ( ميرزا محمّد خان ) و غير ايشان بعد از تفحّص در مظانّ اين امر يا ساكت مانده يا تصريح